پناه اول | غزل 405 سعدی | هزار جهد بکردم... | پناه بر شعر با غلامرضا طریقی

یک ماه پیش

تهران؛ استودیو کتاب 1404

پناه بر شعر | قسمت اول | خوانش غزلی از سعدی با غلامرضا طریقی....

هزار جَهد بکردم که سِرِّ عشق بپوشم
نبود بر سر آتش مُیَسَرم که نجوشم

بِهوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شَمایِل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

حکایتی ز دهانت به گوشِ جان من آمد
دگر نصیحتِ مردم حکایت است به گوشم

مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

من رَمیده‌دل آن به که در سَماع نیایم
که گر به پای درآیم به در برند به دوشم

بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکرده‌ست از انتظار تو دوشم

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

به زخم‌خورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست، ملامت کند چو من بخروشم

مرا مگوی که سعدی طریقِ عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند می‌نَنیوشم؟

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

دسته‌بندی‌ها:
پناه بر شعر

برچسب‌ها:
پناه بر شعر

پناه چهارم | حسین منزوی | من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری

شبکه کتاب

پناه ششم | سیف فرغانی | این عوعو سگان شما نیز بگذرد

شبکه کتاب

پناه دوم | غزلی از حافظ | دانی که چنگ و عود چه تَقریر می‌کنند؟ | غلامرضا طریقی

شبکه کتاب

پناه سوم | شعری از مهدی اخوان ثالث | با خوانش غلامرضا طریقی

شبکه کتاب

پناه پنجم | نیما یوشیج | قاصد روزان ابری داروگ ! کی می رسد باران؟

شبکه کتاب