ورق | شماره هشت | از داستان تا ناداستان | با مهراوه فردوسی
23 روز پیش
همه ما هر روز با متنهای مختلفی روبهرو میشیم؛ از ادبیات و اقتصاد گرفته تا نجوم، روانشناسی و سیاست.
اما تا حالا فکر کردی این همه متن چطور دستهبندی میشن؟
یکی از مهمترین تقسیمبندیها در نظریهی نوشتار، جداسازی «داستان» و «ناداستان»ه.
البته شاید «ناداستان» ترجمهی بینقصی برای nonfiction نباشه، اما فعلاً بهترین معادل در موجوده.
وقتی از ناداستان حرف میزنیم، منظورمون متنهایی بر پایهی واقعیته؛ درحالی که داستانها با تکیه بر تخیل نوشته میشن و برای روایت از عناصر داستانی و آرایههای ادبی کمک میگیرن. پس تفاوت اصلی این دو، خط باریکیه بین «واقعیت» و «تخیل»
نکته جالب اینه که در دورههای مختلف تاریخی، شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی میتونه میزان علاقه مردم به یکی از این دو نوع متن رو تغییر بده.
مثلاً در دوران همهگیری کرونا، کتابهای ناداستانِ مرتبط با بهداشت، روانشناسی و خودیاری حسابی طرفدار پیدا کردن.
ویرجینیا وولف جمله زیبایی داره:
«آدم حس میکند یا باید واقعیت را بنویسد یا داستان؛ قوه خیال نمیتواند همزمان در خدمت دو ارباب باشد.»
دستهبندیها:
ورق